این پست رو تو تاریخ 22 آوریل 2015 گذاشته بودم .... همیشه گفتم هنوزم میگم هر چی به صلاحته همون بشه . حتی اگه صلاحت به نبودنه منه ..... ولی متاسفانه تو اینو درک نکردی ... نهایت عشق از خود گذشتنه ...
" ایشالا هر جا و با هر کی هستی خوب و خوش و سلامت باشی ، حال دلت خوب باشه .... "
اینم اون پست :
روز بعد شب ، لیله الرغائبه ....
خداااااااااااااااااااااااا .... به حق این شب ، که اگه تو خدایی ، خووووب باید بدونی که چه التماس ها و اشک هایی روونه درگاهت کرده ( همونی که خودت خوب میدونی و میشناسیش ) .... میدونی که از ته دلش تو و پیامبرت و دوسداره ...
میدونم عقل ناقص من قد نمیده یه چیزایی رو بفهمم ....
همیشه راضی بودم به رضات ... مطمئن بودم به رحمت و کرمت ... به این که آخرش این تویی که به داد ما میرسی ...
به حق این شب عزیز ، به بغضی که میدونی خیلی وقته تو گلوم گیر کرده و انتظار رسیدن به جاش و میکشم تا بترکه ...
به مظلومیت شهدای کربلا قسمت میدم ... هواش و داشته باش . خودت خوب میشناسیش دلش دریاست ... آزارش به مورچه هم نمیرسه که اگه دلش و داشت و میرسید شاید الان ......
خودت کمکش کن ... روزای خوشی رو هم بهش نشون بده ...
میدونی که همیشه دعام این بوده که هر چی به صلاحش هست همون بشه ...
خدایا به سرافکندگیش راضی نشو ... آبروش و حفظ کن ... خیلی زود آرامش رو به زندگیش برگردون ...
برچسب:
نویسنده: هلیا شریفی